
در گرنبل کینگدام، یه شهربازی متروکه، شیکی تمام عمر خودشو لا به لای دستگاه ها سپری کرده. اما یک روز، ربکا و گربهش، هپی، جلوی شهربازی ظاهر میشن. این تازه واردا نمیدونن که این اولین باریه که گرنبل توی این صد سال بازدیدکنندههای انسان به خودش دیده! در حالی که شیکی به دنبال پیدا کردن دوست جدیده، همسایههای سابقش منتظر یه فرصتن تا یه شورش رباتی به راه بندازن و وقتی که اونجا برای شیکی خیلی ناامن میشه، اون باید به ربکا و گربش بپیونده و با بشقاب پرندشون به یه کهکشان بی حد و مرز فرار کنه.