
دخترکی نوجوان در بالای تپه پاپی با مادربزرگش در یک خانه مشرف به بندر زندگی میکند. او هر روز صبح زود بیدار میشود تا به یاد پدرش که در جنگ مفقود شد، پرچمهای یادبود کشتی او که در طول جنگ کره غرق شد را به اهتزاز درآورد. پدرش زبان دریایی پرچمها را به او آموخت و اکنون او آرزو میکند که این مهارت دوباره آنها را به هم پیوند دهد.