
شویا ایشیدا شروع به زورگویی به دختر جدید کلاس، شوکو نیشیمیا می کند، زیرا او ناشنوا است. اما با ادامه تمسخر، بقیه کلاس شروع می کنند به دلیل عدم دلسوزی شویا. وقتی آنها مدرسه ابتدایی را ترک می کنند، شوکو و شویا دیگر با هم صحبت نمی کنند... تا اینکه شویا بزرگتر و عاقل تر که از رفتار گذشته خود عذاب می کشد تصمیم می گیرد که باید یک بار دیگر شوکو را ببیند. او می خواهد کفاره گناهانش را بپردازد، اما آیا دیگر دیر شده است...؟