
دفنه، زنی سی و چند ساله، قوی و خونسرد است و با سختکوشی، حرفهاش را ساخته است. روزی متوجه میشود که چقدر خسته و منزوی شده است؛ شاید زمان عشق فرا رسیده باشد. با این حال، دو مرد که وارد زندگی او میشوند، همه چیز را زیر و رو میکنند. دفنه که بین رفتار نگرانکنندهی قدیر و بازیهای تولگا که تعادل را تغییر میدهند، گیر افتاده است، متوجه میشود که دیگر هیچ چیز مثل قبل نخواهد شد.