
مارتین بست یک جراح درخشان است که ناگهان حرفه درخشان خود در بوستون را رها میکند تا پزشک عمومی یک روستای ماهیگیری عجیب و غریب در ساحل شرقی شود، جایی که تابستانهای کودکیاش را در آنجا میگذراند. متأسفانه، رفتار رک و بیادبانه مارتین در کنار تخت بیمارستان، مردم محلی عجیب و غریب و نیازمند را به اشتباه میاندازد و او به سرعت از شهر بیگانه میشود، حتی با اینکه او تنها کسی است که آنها دارند.