
زینب که با دوقلوهایش زندگی میکند، از اکتای که در دوران دانشگاه با عشق فراوان با او ازدواج کرده بود، به دلیل خیانتی که به او شده بود، طلاق گرفته است. زینب ایمانش را به مردان از دست میدهد و قلبش را به روی عشق میبندد. تا اینکه با کنان آشنا میشود. یلدا یکی از زنانی است که پس از کنان با او آشنا میشود و قصد دارد شراکت تجاری که تازه با کنان شروع کردهاند را تا ازدواج ادامه دهد.