
رئوف که به عنوان آشپز در کشتیهای باری کار میکند، علی را که در 5 سالگی شاهد مرگ مادرش بوده، به فرزندی پذیرفته و بزرگ میکند. آنها 24 سال با هم روی کشتی کار میکنند. رئوف برای علی هم مادر و هم پدر بود و زندگی خود را وقف علی کرده است تا به او کمک کند آسیبی را که متحمل شده بود فراموش کند. علی با حمایت رئوف که او را “مادر” مینامد، آموزش دریایی میبیند.