
داستان یک دختر روستایی بهنام حیات را به تصویر میکشد که پدر و مادری سختگیر دارد. حیات تصمیم میگیرد برای کار به شهر بیاید اما خیلی زود با رئیس خود به نام مورات آشنا میشود و طی اتفاقاتی به او علاقهمند میشود ، حیات رازهایی دارد که اگر بر ملا شود ممکن است زندگی حرفهای و رابطهاش خراب شود و…