
عمر، مرد جوانی که از خدمت سربازی بازمیگردد، توسط دوستان و نامزدش فریب میخورد و به ده سال زندان محکوم میشود. او مرگ خود را جعل میکند و موفق به فرار میشود. او خود را به عنوان «ازل»، قماربازی سطح بالا، که در ظاهر مردی موفق است، اما در باطن توسط یک چیز هدایت میشود، بازسازی میکند - عزم راسخ او برای فهمیدن اینکه چرا افرادی که دوستشان داشت به او خیانت کردند، و انتقام گرفتن از آنها.