
سومرو که دوقلوهایش را در جوانی رها کرده، با تاجر ثروتمندی به اسم صمد ازدواج میکند. نوح و ملک یعنی دوقلوها، سالها بعد متوجه میشوند که مادرشان کیست و به کاپادوکیه میروند. در عمارت باشکوهی که به آن میرسند، نوح با سویلای و ملک با جهان، پسر صمد از ازدواج اولش روبرو میشوند. اگرچه سومرو سعی میکند فرزندانش را پنهان کند و از خانوادهاش دور نگه دارد اما ملک و نوح موفق میشوند در خانواده و قلب جهان و سویلای نفوذ کنند…