
لو ژیوان پس از مشاجره با معلمش و مواجهه با ظلم و ستم از سوی دانشآموزان سال آخر، بیپینگ را به مقصد شانگهای ترک میکند، جایی که فداکاریاش باعث شهرتش میشود. وقتی جنگ در بیپینگ آغاز میشود، او برمیگردد و قسم میخورد که هرگز برای ژاپنیها چئونگسام نسازد. با استعدادش، او به یکی از برترین طراحان لباس چین تبدیل میشود.