
داستان حول محور مرگ مشکوک جک رایت، یک تاجر ثروتمند در صنعت آجرسازی، میچرخد. در ابتدا مرگ او خودکشی تلقی میشود، اما با پیشرفت تحقیقات پلیس، مشخص میشود که او به قتل رسیده است. پس از مرگ او، وصیتنامهای غیرمنتظره منتشر میشود که در آن همسر سومش، سالی، و دو پسرش، گری و جان، از ارث محروم شدهاند و کنترل شرکت به نوهاش، امیلی، واگذار شده است. این اتفاقات باعث بروز تنشها و افشای رازهای پنهان در خانواده میشود.