
سو-جئونگ به عنوان دانشآموز سال آخر دبیرستان، شروع به انجام یک بازی آنلاین کرد که در آن با بازیکن دیگری به نام «اژدهای سیاه» آشنا شد. آنها به طور غیرمنتظرهای به هم نزدیک شدند، به هم علاقهمند شدند و قرار ملاقاتی را در زندگی واقعی برنامهریزی کردند... اما این ملاقات به تحقیر و فاجعه ختم شد، زیرا «اژدهای سیاه» به جای مرد جوانی که خودش را به تصویر میکشید، یک دانشآموز راهنمایی دست و پا چلفتی از آب درآمد! شانزده سال بعد، سو-جئونگ یک برنامهریز ماهر در فروشگاه بزرگ یونگسونگ است، اما شغل او با ورود بان جو-یئون، رئیس جدید و جاهطلب برنامهریزی استراتژیک و وارث شرکت، در شرف تغییر است. فقط یک مشکل وجود دارد: بان جو-یئون در واقع «اژدهای سیاه» است و سو-جئونگ هنوز کینه به دل دارد. آیا گذشته آنها دوباره به سراغشان خواهد آمد یا میتوانند راهی برای حل سوءتفاهمهایشان پیدا کنند - و حتی در بزرگسالی عشق را پیدا کنند؟ بر اساس وبتون «آن مرد اژدهای نمک سیاه است»