
وانگ یو شی ممکن است یک سوپراستار فوقالعاده خوشتیپ و فوقالعاده محبوب باشد، اما در زیر آن نمای بیرونی درخشان، رازی عمیق نهفته است: او هرگز واقعاً آموزش با کیفیتی دریافت نکرده است. به این ترتیب او روزهای خود را با زندگی ناراحت کننده ای در نزدیکی مرزهای بی سوادی سپری می کند. در حالی که یو شی معمولاً می تواند کاستی های خود را پنهان کند، مواقعی وجود دارد که به طرز بدی شکست می خورد. آخرین مورد، مصاحبه ناموفق او برای نقش مهمی در یک پروژه آینده است. با توجه به نیاز او به یک معلم خصوصی که اکنون آشکارا آشکار است، شرکت او چارهای جز پیدا کردن او ندارد، اما ثابت شده است که جستجو از آن چیزی که در ابتدا تصور میشد دشوارتر است. وی چی یائو که به عنوان معلم در یک آژانس محلی کار می کند، همیشه آرزوی معلم شدن را داشته است، اما غلبه بر چالش های تبدیل آن رویا به واقعیت دشوار بوده است. وقتی از چی یائو خواسته می شود نقش معلم یک سوپراستار را بر عهده بگیرد، به نظر نمی رسد راهی برای امتناع پیدا کند. اما داشتن فوبیای شدید از شلوغی، کار با یو شی را بسیار دشوار می کند.