
مجرد از بدو تولد، یوان کیان و شین شن دو نفر هستند که احتمالاً به دلیل اینکه میخواهند تا آخر عمر مجرد بمانند. داستان که در پس زمینه یک مدرسه هنری می گذرد، دانش آموزانی را دنبال می کند که برای پیگیری آرمان های هنری خود بر مشکلات زیادی غلبه می کنند. کوین شن دانش آموزی است که آرزوی مجسمه سازی شدن را دارد. او که دانشجوی سال اول دپارتمان آنهاست، مانند موجودی در سطح خدا در مدرسه آنها است - سرد، منضبط و کمال گرا. با این حال، دختران برای او معنایی ندارند و او دوستیابی را اتلاف وقت کامل می داند. یوان کیان ظاهر دختر ناز همسایه را دارد اما شخصیتی سرسخت دارد. او سخنور و مصمم است به طوری که هیچ کس نمی تواند او را متوقف کند زمانی که او به چیزی فکر می کند. با این حال، او آنقدر تمایل دارد که کاستی های دیگران را مورد توجه قرار دهد که هیچ مردی نمی تواند او را تحت تأثیر قرار دهد.