
شیمازو تُیُهیسا کیست، که درگیر جنگ سکیگاهارا می شود و زخم مهلکی از نائُماسا می خورد و همان طور که شکست خورده در جنگ و با خونریزی زیاد در میدان پر از کشته راه می رفت، خودش را در مقابل در و راهرویی می بیند و مردی که پشت یک میز منتظر اوست. اسمش موراساکی است کسی که تُیُهیسا را از طریق همان در به دنیای دیگری می فرستد. تُیُهیساوقتی از خواب بیدار می شود جنگجویان بزرگی را می بیند که مانند او منتقل شدند و در قالب گروهی به اسم سرگردانان قرار گرفته اند. ولی این گروه چه وظیفه ای دارد؟ چه سرنوشتی در انتظار تُیُهیسا و دیگران است ؟