
لموئل گالیور (Lubomír Kostelka) یک تصادف رانندگی کرده است و با پای پیاده به سفر خود در حومه شهر ناشناخته ادامه می دهد. در راه، خرگوش مرده ای را می یابد که لباس مردانه پوشیده است و ساعتی را از جیب جلیقه اش بیرون می آورد. خانه نیمه ویران شده ای که او وارد آن می شود، لموئل را به یاد دوران کودکی اش می اندازد و خاطره ای دردناک از دختری عزیز مارکتا که سال ها پیش غرق شده بود را به یاد می آورد.