
جیمی، دکتری که در سویل زندگی میکند، وقتی پسرش پس از کتک خوردن در جریان یک سرقت، در حال مبارزه برای زندگیاش رها میشود، متوجه میشود که زندگیاش به شدت تغییر میکند. احساس درد و درماندگی به زودی به احساس نفرت و خشم تبدیل میشود و یک پدر خوب را به یک مرد بیانسان تبدیل میکند.