
آساکو دانشجوی کالج پس از ملاقات در یک نمایشگاه عکاسی در نگاه اول عاشق باکو می شود. جرقه های عاشقانه بین این دو می زند، اما زمانی که باکو ناگهان از زندگی او ناپدید می شود، زیاد طول نمی کشد. دو سال بعد، او مردی را می بیند که شباهت زیادی به او دارد. با اینکه فقط شباهت های ظاهری او به باکو است که او را به سمت خود جذب کرده است، اما او این حرف را نمی زند و شروع به قرار ملاقات با مرد جوان آرامی به نام ریوهی می کند.