
در آستانه فارغالتحصیلی از دانشگاه، زندگی ناتالی به دو واقعیت موازی تقسیم میشود: یکی که در آن او باردار میشود و باید به عنوان یک جوان در زادگاهش در تگزاس به مادری بپردازد، دیگری که در آن او به لسآنجلس نقل مکان میکند تا حرفهاش را دنبال کند. در هر دو سفر در طول بیست سالگی، ناتالی عشق متحول کننده زندگی، دلشکستگی ویرانگر را تجربه می کند و خود را دوباره کشف می کند.