
آنتوان دوینل که اکنون 17 سال دارد، در کارخانه ای کار می کند که رکورد می سازد. در یک کنسرت موسیقی، او با دختری هم سن و سال خود به نام کولت آشنا می شود و عاشق او می شود. بعداً، آنتوان برای خشنود کردن دوست دختر جدیدش و پدر و مادرش دست به هر تلاشی میزند، اما کولت هنوز او را یک دوست معمولی میداند.