
دیمین با مادرش ماریان که یک پزشک است زندگی می کند، در حالی که پدرش که یک خلبان است، در یک تور خارج از کشور همراه با ارتش فرانسه است. در مدرسه، دیمین توسط توماس مورد آزار و اذیت قرار می گیرد که در جامعه کشاورز در بالای کوه زندگی می کند. وقتی ماریان از توماس دعوت میکند تا زمانی که مادرش در بیمارستان بستری است، بیاید و پیش آنها بماند، پسرها با هم زندگی میکنند. دیمین باید یاد بگیرد که با پسری که او را وحشت زده زندگی کند.