
فروشنده ویلی لومان در یک بحران است. او در شرف از دست دادن شغل خود است، او نمی تواند صورت حساب هایش را بپردازد، و پسرانش بیف و هپی به او احترام نمی گذارند و به نظر نمی رسد که از توانایی های خود استفاده کنند. او به این فکر می کند که چه اشتباهی رخ داده است و چگونه می تواند مشکلات را برای خانواده اش جبران کند.