
اما در یک ازدواج قدیمی با مارک گیر کرده است و وقتی او را برای یک شب عاشقانه در دهمین سالگرد آنها به خانه دریاچه خلوت آنها می برد، شگفت زده می شود. اما همه چیز صبح روز بعد تغییر می کند که او خود را با دستبند به جسد مرده مارک می بیند. اما که در زمستان به دام افتاده و منزوی می شود، متوجه می شود که این تنها آغاز نقشه پیچ خورده مارک است و برای زنده ماندن، باید با قاتلان اجیر شده ای که برای پایان دادن به او می آیند مبارزه کند.