
وقتی پسر و مادری به امید زندگی بهتر به سیاتل نقل مکان می کنند، مادر با مردی به ظاهر مودب آشنا می شود. همه چیز به سمت جنوب پیش می رود که مرد مورد سوء استفاده قرار می گیرد و زندگی آنها را به خطر می اندازد. در حالی که مادر برای حفظ امید در موقعیتی غیرممکن تلاش می کند، پسر برنامه هایی برای فرار دارد.