
داستانی از پیشروی و گسترش آهسته آمریکاییهای مهاجر در جنوب غربی قاره آمریکا است که باعث میشود تا سرخپوستان آپاچی رفتهرفته در مزارع گندم یکجانشین شوند. بسیاری از آنان این سرنوشت را میپذیرند اما خیلی از آپاچیها، از جمله جرانیمو حاضر نیستند که اینگونه از صحنه روزگار محو شوند، و به همین خاطر قیام میکنند. از طرف دیگر ژنرال چارلز کوک پنج هزار سرباز را از سواره نظام برمیدارد تا جرانیمو و یارانش را سرکوب کند.