
روز یادبود، 1993. هنگامی که کایل ووگل 13 ساله، قفل پای جنگ جهانی دوم را که متعلق به پدربزرگش، باد است، کشف میکند، همه به کایل میگویند که آن را برگرداند. خوشبختانه او آنها را نادیده می گیرد. اگرچه باد هرگز در مورد جنگ صحبت نکرده است، اما خود را در حال معامله با نوهاش میبیند: کایل میتواند هر سه سوغاتی را انتخاب کند و باد داستانهای پشت هر کدام را برای او تعریف میکند.