
تاکائو که در حال آموزش برای کفاش شدن است، مدرسه را رها کرد و در باغی به سبک ژاپنی در حال طراحی کفش است. او با زنی مرموز به نام یوکینو آشنا می شود که از او بزرگتر است. سپس، بدون تعیین زمان، این دو بارها و بارها شروع به دیدن یکدیگر می کنند، اما فقط در روزهای بارانی.