
پیتر از اینکه پدربزرگش می آید تا با خانواده اش زندگی کند، هیجان زده است. یعنی تا زمانی که پدربزرگ به اتاق پیتر نقل مکان می کند و او را به زور در اتاق زیر شیروانی وحشتناک بالا می برد. و با اینکه پدربزرگش را دوست دارد، میخواهد اتاقش برگردد - بنابراین چارهای جز اعلام جنگ ندارد.