
من یک دانشگاه هستم که از زادگاهش به توکیو آمده ام. من تنها زندگی می کنم و دوست یا دوست دختر ندارم. زندگی دانشگاهی من خسته کننده است و او رویایی ندارد. من با کار به عنوان کارگر روزمزد در یک کارگاه ساختمانی مخارج زندگی خود را تامین می کنم. من با دو نفر در یک باشگاه مخفی کاری ملاقات می کنم.