
زهرا متقاعد شده است که جدایی از شوهرش عمر، قلب دختر کوچکش را می شکند و بنابراین تصمیم می گیرد با وجود خشونتی که انجام می دهد، او را ترک نکند. سپس با چانگ سو، سرپرست باشگاهی که در آن کار میکند، ملاقات میکند. وقتی زهرا متوجه میشود که او یک استاد کونگ فو است، از او میخواهد که اصول اولیه دفاع شخصی را به او بیاموزد.