
تیو موچالس، شرکتی که سالها پیش ملکهی بلامنازع پنیر اسپانیایی بود. امروزه، این شرکت تا حدودی فرسوده شده و سعی در حفظ ظاهر خود دارد. آخرین ایدهی بزرگ آنها: سازماندهی یک دورهمی تیمی روستایی در روستایی که شرکت در آن تأسیس شده است. اما چیزی که قرار بود گریزگاهی برای ارتباط مجدد با "ارزشهای سنتی" باشد، وقتی متوجه میشوند که تعدیل نیرو در راه است و تعدادشان هم زیاد است، به یک تله تبدیل میشود. چیزی که قرار بود یک راه فرار انگیزشی باشد، به سرعت به میدان نبرد چاپلوسی، خیانت و افشاگری تبدیل میشود.