
داستان درباره یک بازرس پلیس زن صادق و رک به نام یوگی است که در کویمباتور کار میکند، جایی که او ثابت میکند «خودکشی» صاحب یک کارخانه نساجی در واقع قتلی توسط پسر خودش است و این منجر به انتقال او به منطقه مجازات ویاسارپادی در شمال چنای میشود. در آنجا او با دان بیرحم شکار بابو روبرو میشود که منطقه و پلیس آن را از طریق ترس، قدرت و نفوذ سیاسی کنترل میکند، اما یوگی حاضر به تسلیم شدن نیست و شروع به اقدام علیه شبکه او میکند.