
در دنیایی پسا آخرالزمانی، جووان سفری خطرناک را برای یافتن خواهرش آغاز میکند که توسط خائنهای به نام «بیگانه» ربوده شده و به روستایشان خیانت کرده است. در طول مسیر، او با «آندلیجا»، زن جوان و مرموزی که قلب او را تسخیر میکند، آشنا میشود. جووان با راهنمایی او، با دشمنان بیرحم خود با شمشیری باستانی مبارزه میکند و راه خود را به سوی شهر باز میکند.