
پس از اینکه معشوق جوانش، گیتونه، او را به خاطر مرد دیگری ترک میکند، انکولپیو تصمیم میگیرد خودکشی کند، اما زلزلهای ناگهانی قبل از اینکه فرصتی برای انجام این کار داشته باشد، خانهاش را ویران میکند. انکولپیو که اکنون در زمان نرون در رم پرسه میزند، با صحنههای عجیب و غریب و سورئال یکی پس از دیگری روبرو میشود.