
داستان در اواخر دهه ۱۹۵۰ میلادی و در دوران آشفتگی سیاسی رخ میدهد. کریشنان پیلای، یک اراذل و اوباش بازیگوش که توسط کلیسا برای رهبری یک نیروی دفاعی به نام کریستوفر سنا انتخاب شده است، ماموریت او برای مقاومت در برابر دولت کمونیستی زمانی که او یک بیداری ایدئولوژیک را تجربه میکند و عاشق یک رفیق میشود، دچار انحراف میشود و این باعث میشود که داستانی حماسی از شورش علیه قدرت و ظلم فئودالی آغاز شود.