
زندگی لوسرو بی عیب و نقص به نظر می رسد: یک خانواده ثروتمند، یک شوهر فداکار و دو فرزند که مظهر وعده یک خانواده کامل هستند. با این حال در زیر این سطح نارضایتی آرامی می جوشد. زمانی که ماتیاس، مربی شنای جوانی که توسط همسرش استخدام شده، وارد زندگی آنها می شود، لوسرو خود را درگیر یک رابطه پرمخاطره و پرمخاطره می بیند. همانطور که رازداری، میل و حسادت چنگال آنها را سفت می کند، مرزهای درون خانواده شروع به فروپاشی می کند و مادر و دختر را در یک مثلث احساسی خطرناک قرار می دهد که تهدید می کند هر چیزی را که لوسرو ساخته است را از بین ببرد.