
فردریک فیتزل بهترین زندگیاش را سپری میکند، تا اینکه دیدهای وحشتناکی از سیندی، دختری که در دبیرستان ناپدید شد، داشت. فردریک پس از تماس با دوستان قدیمی که با آنها یک داروی مرموز به نام مرکوری مصرف میکرد، متوجه میشود که تنها راه متوقف کردن این رؤیاها در اعماق خاطرات او نهفته است، بنابراین او برای یادگیری حقیقت دست به یک اودیسه ذهنی وحشتناک میزند.