
داستان خاطرات روسپیان سودازده من در بستری از عشق و امید و زندگی و حسادت شروع میشود و رفته رفته هیبت یک پیرمرد که میتواند در کنار هریک از ما زندگی کرده باشد، آشکار میشود. داستان پیرمرد نود ساله ای را روایت میکند که تصمیم میگیرد به عنوان هدیه تولد شب را تا صبح با دختر باکره ای بگذراند.