
گوکچه، سی ساله میشود و هنوز هیچ مردی در زندگیاش نیست. او فقط نظارهگر ازدواج دوستانش است. او در یک شرکت تبلیغاتی به نام ۲۷۵ کار میکند. و ناگهان تصمیم میگیرد عاشق رئیسش "دمیر" شود. دمیر رویای هر دختری است، زیرا او مردی خوشقیافه و ثروتمند است. پس آیا گوکچه میتواند دمیر را عاشق خود کند؟