
ماهیر، که پدرش توسط کورشات ترور شده بود، بیست سال بعد به عنوان بازرس پلیس بازمیگردد و مصمم است انتقام مرگ پدرش را بگیرد. در اولین روز بازگشتش، با دختری زیبا به نام جانفزا برخورد کرده و عاشق او میشود. در این بین، ماهیر، کورشات را نیز زیر نظر دارد و منتظر است تا او را دستگیر کند؛ اما...