
در گذشته، گو منگ، تنها دختر ثروتمند خانواده، توسط نامزدش نقشه کشیده شد تا خانواده اش را از دست بدهد. امروز، گو منگ دیگر مثل قبل بی گناه نیست و به عنوان یک مهماندار رقص برای ترور یک فرمانده جنگ، شیائو هونگیه، با مقامات بزرگ باز می گردد. متأسفانه او تصادف می کند و حافظه خود را از دست می دهد و توسط شیائو هونگیه به زندان می افتد تا خدمتکار او شود و شکنجه های زیادی را تحمل می کند. با این حال، حتی اگر او را به شدت تحقیر کنند، هرگز تسلیم نمی شود و عهد می کند که حقیقت را آشکار کند و خود دشمن را بکشد. در حالی که او این کار را با کینه و نفرت زیاد انجام می دهد، سرنوشت نقش او را بازی می کند و در اقداماتی که دو طرف طراحی شده اند و پس از از دست دادن مکرر حافظه عاشق شیائو هونگیه می شود…