
چند سالی است که تانگ شین، فیلمنامه نویس، عاشق مدیرش تانگ یو بوده است، حتی اگر او از بهترین دوستش دلخور شده باشد! او احساسات خود را در خود جمع می کند، امیدوار است هیچ کس راز او را کشف نکند. همه چیز در یک روز سرنوشت ساز تغییر می کند، زمانی که دوستش در نهایت به تانگ یو می گوید که به او علاقه ای ندارد. تانگ شین شجاعت پیدا می کند تا احساسات واقعی خود را به رئیسش اعتراف کند. که فوراً او را رد می کند! تانگ شین، کرستفالن، تصمیم میگیرد برگ جدیدی را برگرداند - و استعفای خود را تحویل دهد. اما تانگ یو نمی خواهد تانگ شین شرکت را ترک کند و سعی می کند او را متقاعد کند که بماند.