
عضوی از نژاد خاصی به نام Iorph است که می تواند صدها سال زندگی کند. با این حال، ماکویا علیرغم محاصره شدن توسط مردمش همیشه احساس تنهایی می کرد، زیرا از سنین جوانی یتیم بود. او در مورد دنیای بیرون رویاپردازی می کند، اما به دلیل هشدارهای رئیس قبیله جرأت نمی کند از خانه خود برود. یک روز پادشاهی Mezarte به سرزمین او حمله می کند. آنها قبلاً آنچه از اژدهای غول پیکر به نام رناتو باقی مانده است را تحت کنترل خود دارند و اکنون پادشاه آنها می خواهد جاودانگی را به نسل خونی خود اضافه کند. آنها سرزمین Iorph را ویران می کنند و اکثر ساکنان آن را می کشند.