
هنری تلاش می کند تا با پسر جدا شده خود، گابریل، که از تومور مغزی رنج می برد که مانع از ایجاد خاطرات جدید می شود، پیوند بخورد. از آنجایی که گابریل قادر به کنار گذاشتن باورها و علائق ناشی از فاصله فیزیکی و عاطفی آنها نیست، هنری باید یاد بگیرد که از انتخاب های پسرش استقبال کند و سعی کند از طریق موسیقی با او ارتباط برقرار کند.