بیوه کلویی برای کار به ژاپن سفر می کند، جایی که دوست قدیمی، توشی از او استقبال می کند. کلویی که بین غم از دست دادن و هیبت چشم اندازهای تغییر یافته می لغزد، در منظره ای ناآشنا سرگردان است که عشق تمام شیارهای راهنما را حک کرده است.