
کولی، 17 ساله، اهل روستایی اورگان، پس از مرگ مادرش صمیمیت را دنبال می کند. ملاقات با سونیا باعث ایجاد احساسات جدید می شود، اما شک به خود مانع ارتباط آنها می شود. سونیا که با دختران آشنا نیست، مطمئن نیست. آنها یاد می گیرند که احساسات را در آغوش بگیرند.