
وقتی ماریا، دردسرسازِ پرجنبوجوش، پدرِ کلافهاش را بیش از حد تحت فشار قرار میدهد، میلا او را به کلبهی خانوادگی دورافتادهیشان میبرد، به این امید که کمی طبیعت وحشی به او نظم و انضباط بیاموزد. اما پس از یک برخورد مرموز در جنگل که او را به یک خرس تبدیل میکند، میلا باید از بابا خرسهاش در برابر یک شکارچی محلی محافظت کند. همانطور که این دو با اتفاقات خندهدار و پیوند غیرمنتظرهای روبرو میشوند، متوجه میشوند که طبیعت وحشی راهی برای نزدیکتر کردن خانوادهها دارد - یک آغوش خرسی در یک زمان.